ولنتاین همتون مبارک.......


واسه منم دعا کنید......

هیچ اگر سایه پذیرد ما همان سایه ی هیچیم...
سلام نظر یادتون نره.........!!!!!!
عجب بازی غریبی است......


هر وقت که به دنبالت می ایم میگــــــریزی
و آن زمان که می گریزم به دنبالم می ایی.....
وقتی که نگاهت میکنم بی اعــــــتنای
واگر بی اعتنا شوم مرا تمنا میکنی.......
به ان سان که میجویمت نمی یـــــــابمت
و وقتی تو را میابم مرا نمی جوی........
هر زمان که از کنارت می گزرم نا شناسی
و چون ناشناس شوم در کنارم مینشینی.....
از همان زمان که مرا دیدی شناختـــــی
و حالا که مرا میشناسی مرا نمیبینی.......
وقتی به دنبالت گشـــــــــتم نبودی
وحالا که هستی به دنبالم منی گردی......
و من از این بازی خسته شده ام......................


من از ضیافت جنون طعنه به عشق میزنم
شب پره پرسه زنم لباس سادگی به تنم
عریان تر از نگاه تو گیرا تر از سکوت شب
پرتو ای از ستاره ها سوختم از شعله ی شب
تو با نگاه بی غزل اتش به جانم میزنی
در امتداد این صدا رسوا ترین شعر منی
ببین که در نگاه تو من سهم ویران شدنم
از التهاب حادثه طعنه به عشق میزنم
آه بکش اسم مرا در شب ویرانی من
سایه ی من خمیده شد گور مرا تو خود بکن
.......کاری را اغاز کرده ام
که سالها انجامش را به فراموشی سپرده ام
کاری که حاصلش
کشف ان است که من کیستم؟؟؟؟؟
و در طلب چیستم؟؟؟؟
می خواهم انتخاب کنم
و انگاه که تصمیم خود را نه از روی وظیفه
که بر مبنای اختیار بگیرم.....
به یقین برای خود
وبرای مردمی که به انها عشق می ورزم
تصمیمی درست خواهم گرفت
فقط اگر بفهمم که کیستم؟و چیستم؟
خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان
باید از جان گذشت هر که شود عاشقشان

((*((همسفر))*)))
همسفر تنها نرو بزار تا با هم بریم
سر نوشتمون یکی هر دومون مسافریم
تازه از راه رسیدم هنوزم خسته ی رام
همسفر تنها نرو بزار تا منم بیام
سخته دل کندن از این شهر و دل بستگی ها
موندن از خونه جدا با همه خستگیام
جون به لبهام رسیده تا به کی؟در به دری
درد قربت رو تنم که بازم باید بریم