تاریکی را دوست دارم!!! چون:
امیدی برای روشنی فرداست!!

درد بر من ریزو درمانم نکن
زان که درد تو ز درمان خوشتر است
هیچ می دانی چرا؟چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم؟؟؟؟
زان بر این پرده ی تاریک
این خاموشی نزدیک
انچه میخواهم نمی یابم
و انچه می بینم نمی خوا هم!!!




امروز تمام آرزوهایم را در یک کلمه خلاصه میکنم.........
در یک کلام کوچک در( تو) خلاصه میکنم
ای کاش میشد یکبار تنها همین یک بار
تکرار
میشدی.........تکرار!!!!!!!!!



...............روز مبادا.................
وقتی تو نیستی نه هستهای ما چوناند که بایدند
نه باید ها......
مثل همیشه آخر حرفم را و حرف آخرم را
با بغض میخورم...........
عمریست لبخند های لاغر خود را
در د ل ذخیره میکنم باشد برای روز مبادا
اما....در صفحه های تقویم
روزی به نام مبادا نیست
آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز/روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه میداند


شاید امروزنیز روز مباداست 

